گفت‌وگو با محمدجواد حق‌شناس درباره انتخابات آمریکا:

اوباما که کاخ سفید را تحویل دهد، وضع ما سخت‌تر می‌شود

دوشنبه 17 آبان ماه 1395 - ساعت 15:24
در تئوری روابط بین‌الملل بحث ساختار-کارگزار را مطرح می‌کنند. یعنی گرچه ساختار مهم است و خیلی از اصول و سیاست‌ها را ساختار تعیین می‌کند، اما کارگزار هم مهم است و هر کارگزاری تاثیر خودش را در سیاست خارجی دارد.

 گروه دهکده جهانی-پایگاه تحلیلی بنیاد باران: بحث‌های انتخابات آمریکا دارد به خط پایان خود نزدیک می‌شود. انتخاباتی که گرچه رییس‌جمهور این کشور را تعیین می‌کند، اما تاثیر مستقیم و غیرمستقیم‌اش تا این سوی دنیا را هم شامل می‌شود و ایران هم نه‌تنها از این تاثیرپذیری مستثنی نیست، بلکه جزء کشورهایی است که سرنوشت انتخابات آمریکا برایش اهمیتی بیشتر و راهبردی دارد و به همین دلیل است که به موازات مسائل سیاسی داخلی، مدت‌هاست که مسئولان کشور، در سخنان‌شان، اشاراتی گاه و بیگاه به این انتخابات دارند و کوچک‌ترین اتفاقات آن را رصد می‌کنند، از مناظرات کاندیداها گرفته تا تغییرات در محبوبیت و آرای‌شان. درباره اهمیت انتخابات آمریکا و جایگزين‌های اوباما با محمدجواد حق‌شناس، استاد روابط بین‌الملل و عضو بنیاد باران، گفت‌وگو کردیم.

***

  • پیش از آنکه به هر سوالی درباره انتخابات آمریکا برسیم، این سوال مطرح است که چرا اساسا این انتخابات برای ما اهمیت دارد؟ چه تغییراتی ممکن است در کشور ما ایجاد کند؟

من هم فکر می‌کنم ابتدا باید به این سوال پاسخ داد. یکی از رخدادهای مهم عرصه انتخابات در هر کشوری، انتخابات‌اش است، چون انتخابات یکی از راهکارها و ویژگی‌های شناخته شده برای انتقال آرام قدرت است. از این رو انتخابات مهم‌ترین نهاد عرصه دموکراسی است. این پدیده گرچه یک اتفاق سیاسی داخلی است، اما تاثیراتی در خارج از کشور هم دارد و هرچه آن کشور، سهم بیشتری از اقتصاد و قدرت بین‌المللی داشته باشد، تاثیرش در فضای بین‌المللی نیز بیشتر می‌شود. انتخابات آمریکا هم تقریبا به همان میزان که تاثیرات داخلی دارد، تاثیرات خارجی هم دارد. حال در برخی کشورها این تاثیر بیشتر و مستقیم است و در برخی کشورها این تاثیر کمتر و غیرمستقیم است. مثلا انتخابات آمریکا برای کشورهایی مثل کانادا یا مکزیک تاثیری مستقیم و جدی دارد و تاثیرش در یک کشور آفریقایی کمتر و غیرمستقیم است.

اما در رابطه با انتخابات آمریکا و تاثیرات‌اش در فضای سیاسی داخل کشور هم باید به تاریخ روابط این دو کشور اشاره کرد تا متوجه بشویم چرا انتخابات آن‌ها برای ما مهم است و همچنین انتخابات ما، برای آن‌ها. بعد از انقلاب اسلامی، روابط بین ما و آمریکا با تغییرات و فرازونشیب‌های زیادی همراه بوده و هنوز هم هست و به همین دلیل است که انتخابات آمریکا و نتایج آن برای همه ما کم‌وبیش مهم است، از عموم مردم گرفته تا نخبگان و مسئولان سیاسی کشور و کسانیکه برنامه‌ها و راهبرهای کلان نظام را تعیین می‌کنند.

  • با توجه به این اصل که می‌گویند سیاست‌های خارجی هر کشوری مستقل از دولت‌هایش است، باز انتخابات آمریکا و نتیجه آن باید برای ما مهم باشد؟ وقتی در جای دیگری تصمیم می‌گیرند که چه رفتاری در برابر ایران داشته باشند، چه فرقی می‌کند که نامزد جمهوري‌خواه رای بیاورد یا نامزد دموکرات‌ها؟

بله، این جمله درست است که سیاست خارجی هر کشوری خیلی وابسته به دولت آن کشور نیست، اما این جمله از کجا می‌آید؟ اگر ریشه این گزاره را بدانیم، پاسخ سوال شما هم مشخص‌تر می‌شود. در واقع سیاست خارجی هر کشوری تابعی از منافع ملی آن کشور است و چون شاخص‌های منافع ملی کشورها امر ثابتی است، لذا رفت‌وآمدهای دولت‌هایش، تاثیری در آن ندارد و در یک چارچوب کلی تعریف می‌شوند. این حرف در جای خود درست است اما باید به این نکته هم توجه داشته باشید که گرچه سیاست‌های کلی ثابت‌اند، اما روش‌ها متغیرند و آن به نامزد پیروز در انتخابات بستگی دارد و از همین جاست که ما اهمیت انتخابات آمریکا برای ایران را نتیجه می‌گیریم. مثلا نامزدها در دوران تبلیغات‌شان قول‌وقرارهایی به طرفداران‌شان در زمینه سیاست خارجی می‌دهند یا سیاست‌های حزبی‌شان ممکن است اولویت‌هایی در سیاست خارجی‌شان تعریف کند که همه این‌ها می‌تواند برای ما مهم باشد و تاثیرگذار. مثال می‌زنم. شما سابقه روابط ایران و آمریکا را نگاه کنید. اگر در اواخر دولت پهلوی دوم، کارتر روی کار نمی‌آمد و سیاست‌های اعلامی‌اش در رابطه با اعلامیه حقوق بشر نبود، روابط ایران و آمریکا، رو به سردی می‌رفت؟ مشخص است که تلخی روابط شاه و کارتر، رابطه ایران و آمریکا را هم دستخوش تغییرات جدی کرد. از این فراتر، فقط روسای‌ جمهور آمریکا مهم نیستند، حتی تیمی که با آن دولت می‌آیند هم مهم است و در روابط ما و آمریکا، تاثیرگذار است. مثلا همین الان در کاخ سفید مثلث اوباما، جو بایدن و جان کری، بسیار در اتفاقات چند ساله اخیر موثر بودند و هرکدام‌شان اگر نبودند شاید برجامی شکل نمی‌گرفت. فرض کنید بجای یکی از اضلاع این مثلث خانم کلینتون بود، باز برجام به این شکلی که تصویب شد، تصویب می‌شد؟ به همین دلیل است که در تئوری روابط بین‌الملل بحث ساختار-کارگزار را مطرح می‌کنند. یعنی گرچه ساختار مهم است و خیلی از اصول و سیاست‌ها را ساختار تعیین می‌کند، اما کارگزار هم مهم است و هر کارگزاری تاثیر خودش را در سیاست خارجی دارد.

  • با این حساب و رسیدن به این نتیجه که چرا و چگونه انتخابات آمریکا در ایران تاثیرگزار است، مشخصا به این دوره از انتخابات آمریکا برسیم. پیش‌بینی شما چیست؟ چرا رای ترامپ این روزها در حال افزایش است؟

رای ترامپ این روزها به خانم کلینتون خیلی نزدیک شده است، اما این در نظرسنجی‌ها و بر اساس رای پاسخ‌دهندگان است، در حالیکه می‌دانید در انتخابات آمریکا، تعداد آرا مهم نیست، میزان کارت الکترالی که هر نامزد به خود اختصاص می‌دهد مهم است. یعنی ممکن است یک نامزد تعداد آرای بیشتری داشته باشد، اما چون آرای الکترال‌اش کمتر است، در مجموع بازنده انتخابات باشد. انتخابات آمریکا از دو هفته پیش تقریبا شروع شده، آرای الکترال خانم کلینتون بهتر از ترامپ است و اگر به همین شکل انتخابات ادامه پیدا کند، من فکر می‌کنم برنده نهایی انتخابات این دوره ریاست جمهوی آمریکا، خانم کلینتون باشد. گرچه رای آقای ترامپ در این روزها افزایش پیدا کرده است و اختلاف‌اش با خانم کلینتون به یک و کمتر از یک هم رسیده است.

  • چه شد که رای‌های ترامپ دارد افزایش پیدا می‌کند؟

در انتخابات آمریکا، معمولا دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات، پایگاه‌های ثابت و سنتی خود را دارند. برخی ایالت‌ها معمولا طرفدار دموکرات‌ها هستند و برخی ایالت‌ها طرفدار جمهوری‌خواهان. معمولا برخی تغییرات در روزهای پایانی انتخابات بوجود می‌آید اما گمان نمی‌کنم روندی که تا به حال این دو داشته‌اند، خیلی تغییر کند.

  • کدام‌یک از این دو بهتر می‌توانند منافع ما را تامین کنند؟

هر دو ویژگی‌های خاصی دارند که بخشی‌اش به نفع ماست و بخشي‌اش به ضرر ما. اگر خانم کلینتون بیاید، چون تجربه زیادی در سیاست خارجی دارد و چهره‌ای بوده که تصمیم‌سازی‌های سیاسی حضور داشته، پختگی بیشتری دارد و از سویی دیگر برای ما به همین دلیل قابل پیش‌بینی‌تر است. ولی بخاطر گرایش‌های خاص سیاسی‌اش و نزدیکی‌اش به لابی اسرائیل، شاید برای ما مشکل‌آفرین شود، مخصوصا در حوزه‌هایی که ما با اسرائیل، اختلاف نظر داریم، ازجمله سیاست‌های منطقه‌ای. یعنی با آمدن خانم کلینتون چالش‌های جدی بوجود می‌آید بین ما و آمریکا، بر سر اسرائیل و خواسته‌های آن‌ها. اما حسن‌اش هم این هست که چون نامزد دموکرات‌ها است، پای‌بندی بیشتری به قراردادهایی دارد که اوباما آن‌ها را امضا‌ کرده است، ازجمله برجام که حضور خانم کلینتون در کاخ سفید، از این بابت خیال ما را جمع می‌کند که قرار نیست برجام را منتفی کند.

وضعیت ترامپ هم اینگونه است، هم محاسنی دارد و هم معایبی. بزرگ‌ترین عیب ترامپ همان عدم پختگی‌اش است و چون در سیاست خارجی هیچ تجربه‌ای ندارد، او را به یک شخصیت غیرقابل پیش‌بینی برای ما تبدیل کرده است. اما همین عدم تجربه‌اش، می‌تواند مفید هم واقع شود، چون او برخلاف دموکرات‌ها و خانم کلینتون تجربه لازم برای تشکیل یک اجماع جهانی علیه ایران را ندارد و بعضی مقامات کشور ما هم از این حیث، از رییس‌جمهور شدن ترامپ استقبال بیشتری دارند و معتقدند در صورت رویارویی ایران و آمریکا، ترامپ توان اجماع‌سازی علیه ایران را ندارد.

  • برخی دیگر هم بخاطر نزدیکی ترامپ با پوتین از رییس‌جمهور شدن ترامپ استقبال می‌کنند.

بله، ولی به نظر من این تحلیل درستی نیست. چون این صحبت‌ها برای فضای تبلیغاتی انتخابات است. وقتی انتخابات برگزار شود و نتایج آن هم روشن شود، روسیه سر جای خودش می‌رود و آمریکا هم سر جای خودش. این دو کشور، دو رقیب بین‌المللی هستند و هر یک منافع خاص خودشان را دنبال می‌کنند و فکر نمی‌کنم حتی با روی کار آمدن ترامپ هم تغییر چندانی در روابط آمریکا و روسیه بوجود آید که بخواهد به حال ما هم فایده داشته باشد.

  • با این توضیح شما امتیازات هر یک برای ما تقریبا برابر است.

بستگی دارد که از چه منظری به این موضوع نگاه می‌کنید و در سیاست خارجی دنبال چه هستید؟ آن‌هایی که سیاست‌های دولت فعلی و تصمیمات روحانی و ظریف را قبول ندارند، فکر می‌کنند محاسن ترامپ از مضرات‌اش بیشتر است. چون آن‌ها رویارویی ایران و آمریکا را تصور می‌کنند و به همان دلیلی که گفتم برای آن‌ها، ترامپ بهتر است، چون توان اجماع‌سازی در صورت رویارویی ندارد. اما در مجموع من معتقدم قطعا وضعیت ما پس از تحویل کاخ سفید از جانب اوباما، چه ترامپ بیاید و چه کلینتون، سخت‌تر می‌شود. اوباما و آن مثلثی که یاد کردم فرصت بسیار خوبی برای ایران پدید آوردند تا خیلی از مشکلات بجا مانده بین ایران و آمریکا برطرف شود. دوران هشت ساله ریاست جمهوری اوباما، خصوصا آن دوره‌ای که با روحانی و ظریف در ایران، مصادف بود، در تاریخ روابط ایران و آمریکا، در بعد از انقلاب، بی‌سابقه بود و بعید هم می‌دانم که در آینده باز چنین فرصتی تکرار شود.

  • یعنی شما هم می‌گویید بعد اوباما، با به سمت رویارویی می‌رویم؟

خیر، ما با یک شیب ملایمی به سمت حل مشکلات از طریق گفت‌وگوهای دیپلماتیک پیش می‌رویم و راه خود را ادامه می‌دهیم، منتها شاید حرکت در این مسیر بعد اوباما کندتر شود. شاید بعد از اوباما در کوتاه‌مدت تغییراتی بوجود آید، اما در مجموع چون سیاست‌های ما در این خصوص تحت نظارت مقام معظم رهبری است، تغییرات ما خیلی زیاد نخواهد بود. البته این به شرطی است که تندروهای هر دو طرف، همه چیز را به یکباره به هم نزنند. ولی تجربه همین مدت نشان داده که ما می‌توانیم با آمریکا هم مذاکره کنیم، چه بر سر مساله برجام و چه پیش از آن در مواردی مثل افغانستان یا عراق.

پایان پیام

نظرات

پاسخ دهید