کتابی برای شناساندن منزلت فرهنگ و هنر از منظر امام خمینی

فرهنگ، سایه نبوت

چهارشنبه 6 امرداد ماه 1395 - ساعت 16:31
می‌توان فصل دوم را مهم‌ترین فصل کتاب دانست که ضمن تشریح پیش‌فهم‌ها و ملاحظات اصلی این تحقیق، کلیات نظر امام خمینی در باب فرهنگ ذکر می‌شود و شاید بنا به اهمیت این فصل است که عنوان کتاب نیز از این بخش گرفته شده است. همانطور که گفتیم ابتدا هشت پیش‌فهم تحقیق می‌آید و سپس نویسنده به منزلت فرهنگ از منظر امام می‌پردازد. وجه تسمیه کتاب هم در این بخش روشن می‌شود، وقتی فرازی از صحبت‌های امام می‌آید.

اخبار باران-پایگاه تحلیلی بنیاد باران: معاونت فرهنگی ستاد مرکزی بزرگداشت امام خمینی (ره) به‌مناسبت بیست‌وهفتمین سالگرد رحلت بنیانگزار انقلاب، کتابی را با عنوان «فرهنگ، سایه نبوت» منتشر کرد که در واقع «گذری از روایت به درایت فرهنگی و هنری امام خمینی» است و تالیف «خسرو طالب‌زاده». کتاب به‌غیر از مقدمه، دارای 6 بخش است: راز پدیدار فرهنگ، امام: فرهنگ سایه نبوت، امام عارف: جمال‌شناسی تا عرش وجود، امام به‌مثابه مجتهد هنر، امام: هنر نمایشی و نظریه بدیع مخاطب‌محوری، امام: موسیقی و جایگاه عرف.

در مقدمه کتاب، زمینه‌ها و دلایل انتشار کتاب آمده و تاکید شده است یکی از مشکلات نظری بجا مانده از ابتدای انقلاب، مباحث مربوط به حوزه فرهنگ و هنر است که بی‌ارتباط به حساسیت فقه و فقها به موارد آن، همچون موسیقی، سینما، مطبوعات و کتاب نیست، بطوریکه هریک از این‌ها تبدیل به یک «مساله» شدند که به تعبیر نویسنده هنوز مرتفع نشده‌اند که البته بخشی از این مشکلات زمینه‌های جهانی دارند که ازجمله آنان مساله تبدیل فرهنگ و هنر به «صنعت فرهنگی» است و بحث‌های بی‌انتهایی در باب هنر فاخر و هنر عامه. در ادامه،‌ به نامه مهم امام (ره) که پاسخی است به سوالات مطرح شده از سوی آقای محمدعلی انصاری،‌ اشاره شده و آمده است: «کتابهای فقهای بزرگوار اسلام پر است از اختلاف نظرها و سلیقه‌ها و برداشتها در زمینه‌های مختلف نظامی، فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و عبادی، تا آنجا که در مسائلی که ادعای اجماع شده است قول و یا اقوال مخالف وجود دارد و حتی در مسائل اجماعی هم ممکن است قول خلاف پیدا شود، از اختلاف اخباریها و اصولیها بگذریم. از آنجا که در گذشته این اختلافات در محیط درس و بحث و مدرسه محصور بود و فقط در کتابهای علمی آن هم عربی ضبط می‌گردید، قهراً توده‌های مردم از آن بیخبر بودند و اگر با خبر هم می‌شدند، تعقیب این مسائل برایشان جاذبه‌ای نداشت. حال آیا می‌توان تصور نمود که چون فقها با یکدیگر اختلاف نظر داشته‌اند – نعوذبالله – خلاف حق و خلاف دین خدا عمل کرده‌اند؟ هرگز. اما امروز با کمال خوشحالی به مناسبت انقلاب اسلامی حرفهای فقها و صاحبنظران به رادیو و تلویزیون و روزنامه‌ها کشیده شده است، چرا که نیاز عملی به این بحثها و مسائل است…» تفصیل نامه در کتاب آمده است، اما در بخشی از نامه، تصریح شده است: «انتقاد، بلکه تخطئه از موهبت‌های الهی است.» نویسنده از همین نظر امام (ره) بهره گرفته و یادآور شده است که اختلاف آرا و تضارب آرا در حوزه فرهنگ و هنر هم باید پذیرفته شود، حوزه‌هایی که بخاطر سطوح مختلف و تکثر فرهنگ‌ها،‌ چندان وحدت‌پذیر نیست. در این میان نویسنده سعی کرده است دیدگاه‌های امام را در موضوعاتی چون سینما، موسیقی، نقاشی و مجسمه‌سازی و… استخراج کند، بی‌آنکه مدعی باشد به تفسیری نهایی رسیده یا نظرات بنیانگزار انقلاب محدود و منحصر به یافته‌های این کتاب است. در انتهای این بخش ذکر شده است که مباحث فرهنگی و هنری امام دو بعد دارد: بعد فقهی و حکمی و ساحت کارشناسی و تخصصی. این کتاب که بنای تفصیل و تشریح نداشته است، به هیچ وجه در بعد و ساحت نخست و فقهی و حکمی، نظر و رایی ندارد، بلکه بیشتر بر بعد کارشناسی و موضوعی آن التفات دارد.

راز پدیدار فرهنگ

طالب‌زاده در این فصل از کتاب به بیهودگی تلاش برای تعریف فرهنگ اشاره دارد و معتقد است هیچ تعریفی نمی‌تواند معنای جامع و مانعی از این مفهوم ارائه دهد. سپس به فرهنگ در دوره باستان و ایران قدیم می‌رسد و نمونه‌تعاریفی از فردوسی، سهروردی و بیهقی … می‌آید. نهایتا این فصل به فرهنگ در دوره جدید می‌پردازد و ذکر نظرات متفکران بزرگ این دوران مثل هگل و نیچه در خصوص فرهنگ. براساس آنچه که در این بخش گفته شده است، مولف، فرهنگ را با طیفی از تعاریف می شناساند که یک سر آن فرهنگ به منزله عالمی که انسان در آن و با آن انسان می‌شود و بیرون از انسان و منفک از آن معنایی ندارد.در این منظر، فرهنگ بر انسان محیط است اما بدون آن معنایی ندارد و در قوام فرهنگ، انسان هم فاعل است و هم منفعل، هم مختار است و هم مجبور. از سوی دیگر و در فهمی دیگر، فرهنگ مسخر انسان است و اراده و میل انسان آن را قوام و هستی می بخشد و بر آن احاطه دارد و هرآنچه فرهنگی می‌نماید جزئی از انسان است و انسان در کنار سیاست و اقتصاد و اجتماع، قلمروی دیگر دارد به نام فرهنگ.

امام خمینی: فرهنگ سایه نبوت

می‌توان این فصل را مهم‌ترین فصل کتاب دانست که ضمن تشریح پیش‌فهم‌ها و ملاحظات اصلی این تحقیق، کلیات نظر امام خمینی در باب فرهنگ ذکر می‌شود و شاید بنا به اهمیت این فصل است که عنوان کتاب نیز از این بخش گرفته شده است. همانطور که گفتیم ابتدا هشت پیش‌فهم تحقیق می‌آید و سپس نویسنده به منزلت فرهنگ از منظر امام می‌پردازد. وجه تسمیه کتاب هم در این بخش روشن می‌شود، وقتی فرازی از صحبت‌های امام می‌آید که « کانَّه فرهنگ سایه‏اى است از نبوت؛ و فرهنگیها سایه‏اى هستند از نبى. این سایه باید عمل کند به آنطورى که ذى ظل عمل کرد. اینکه مى‏گویم «سایه»، براى این است که سایه از خودش هیچ نباید داشته باشد؛ همان طورى که یک سایه‏اى وقتى که مى‏افتد روى زمین از یک شخص، حرکت، حرکت شخص است، و سایه به حرکت شخص حرکت مى‏کند. اینکه سلطان را مى‏گویند «ظل اللَّه» این بزرگترین چیزى است که اگر ما تصور کنیم، تمیز مى‏دهیم مابین حق و باطل. ظل خدا- باید- وقتى «ظل اللَّه» است که حرکتش حرکت خدا باشد؛ از خود هیچ نداشته باشد. پیغمبر اکرم «ظل اللَّه» است؛ براى اینکه … و مَا رَمَیتَ إذ رَمَیتَ و لَکِنَّ اللَّهَ رَمَى آنهایى که با تو مبایعه کردند یُبَایعُونَ اللَّه؛ بیعت با پیغمبر بیعت خداست. چرا؟ براى اینکه پیغمبر هر چه دارد از خدا، و هر چه مى‏بیند خدا، و فانى است در او. هر حرکتى پیغمبرها مى‏کنند همانى است که مطابق رضاى خداست. به حرکت او، به تحریک او حرکت مى‏کنند. از خودشان حرکت ندارند؛ به تحریک او حرکت مى‏کنند. شما هم، فرهنگیها هم، ظل انبیا باید باشید…» طالب‌زاده در بخش‌های مختلف این فصل،‌ تعاریف و مختصات فرهنگ در دیدگاه امام را جمع‌آوری کرده و آن‌ها را به‌صورت گزیده در کتاب می‌آورد و تصریح می‌کند که در اندیشه و درایت امام از فرهنگ به‌منزله سایه نبوت، فرهنگ عطیه‌ای الهی است که به قدر قابلیت و جهد و کوشش نفسانی، افق معرفت الله بر انسان گشوده می‌شود. در این سیر اسفار هم خود متذکر و متعلم می‌شود و هم مذکر و معلم است. فرهنگ همانند فهم پیشینیان، هم خودسازی و تهذیب است و هم راهی بر بی‌کرانگی در عالم تشریع. فرهنگ هم سری در آسمان دارد و هم پایی بر زمین. در میانه زمین و آسمان موطنی در عالم خیال دارد که عالم هنر و هنرورزی و فرهیختگی است. از این منظر عالم طبیعت و زمین و ملک مزرعه آخرت است و عالم قدس مقصود و غایت انسان که مقامی است جای جن و پری نیست و به مرتبتی می‌رسد که با دوست نجوا دارد و انسی.

امام عارف: جمال‌شناسی تا عرش وجود

نویسنده که در فصل پیش به تبیین مقوله فرهنگ از دیدگاه امام پرداخته بود، در این فصل همین کار را درباره هنر انجام می‌دهد و ضمن ارائه تعریف هنر به موضوع «امام خمینی و زیبایی». مشابه فصل قبل، طالب‌زاده در سخنان پراکنده امام، شاخصه‌های زیبایی و هنر را در دیدگاه بنیانگزار انقلاب استخراج کرده و به مولفه‌های زیر رسیده است: وجود، هرچه خالص‌تر، زیباتر است؛ هرچه جمال و کمال است تعلق به حق تعالی دارد؛ روشنگری در فرق میان بهاء و جمال؛ معنای عرفانی حروف؛ فرق میان صفت جمال و جلال. در پایان این فصل، نظرات امام درخصوص هنر در پنج بند، خلاصه شده است.

امام به‌مثابه مجتهد

در این بخش، نویسنده گریزی به زندگی روزمره امام داشته و از پس عکس‌ها و خاطرات و مواضع امام، آشنایی ایشان با مطبوعات و هنرهای مختلف و مقولات فرهنگی را نتیجه گرفته است و روایت‌هایی را آورده که موید این آشنایی و تخصص است. خیلی از این روایات در چارچوب برخی موضوعات مهم فرهنگ و هنری مبارزه علیه استبداد بازگویی و بررسی شده است، مواردی مانند آزادی، مصاف با استبداد، تبیین و حد قانونی آزادی، درایت آزادی نزد امام.

امام، هنر نمایشی و نظریه بدیع مخاطب‌محوری؛ امام، موسیقی و جایگاه عرف

در این دو فصل، نویسنده به نظرات و پاسخ‌هایی که امام (ره) در خصوص هنرهایی چون سینما و موسیقی داشته، پرداخته است و شواهدی برای هریک از احکامی که امام در این زمینه‌ها صادر کرده، آورده است. به‌عنوان نمونه، نویسنده از مواضع امام درباره سینما و جنجال‌های برخی افراطیون یاد کرده و با اشاره به فیلم گاو، اثر مهرجویی، نظر امام را می آورد:« ما بحمداللّه‏ گویندگان و نویسندگان خوب داریم. ما همه چیز داریم. من غالباً فیلم‌هایی که خود ایرانی‌ها درست می‏‌کنند به نظرم بهتر از دیگران است. مثلاً فیلم «گاو» آموزنده بود. اما حالا این فیلم‌ها باید حتماً از آمریکا یا از اروپا بیاید با یک بی بند و باری تا روشنفکران غرب‌زده شاد شوند. فیلم‌هایی که از خارج به ایران می‏‌آید اکثراً استعماری است. لذا فیلم‌های خارجی استعماری را حذف کنید مگر صددرصد صحیح باشد.» در ادامه نیز اظهارات مهرجویی آمده است که «در شرایطی که در اوایل انقلاب سینما موضوع ملعونی بود و مردم تمام سینما‌ها را آتش می‌زدند چون می‌گفتند سینما محل ترویج فساد است، تولید فیلم به صفر رسید و سینما‌ها تعطیل شد. در این وضعیت، تلویزیون به طور اتفاقی فیلم «گاو» را نشان داد و مرحوم امام (ره) این فیلم را مشاهده کردند و در نطقی گفتند؛ «ما نمی‌گوییم سینما اساسا بد است. نظیر فیلم «گاو» می‌تواند فیلم فرهنگی و آموزنده‌ای باشد و فکر و روح بیننده را تعالی دهد». این حرف امام برای سینمای ایران بسیار تعیین کننده بود.»

همین روند، در فصل «امام، موسیقی و جایگاه عرف» پیگیری شده است و ابتدا نظرات برخی از متفکران و فقها مثل فارابی و فیض کاشانی و خویی درباب موسیقی آمده است و سپس نظرات در این خصوص ذکر شده است و پاسخ‌هایی که امام در برخی از استفتائات داشته‌اند.

پایان پیام

نظرات

پاسخ دهید