یادداشتی به‌مناسبت یک‌سالگی برجام از عضو گروه مذاکره‌کننده هسته‌ای

چرا برد– برد اهمیت دارد؟

چهارشنبه 23 تیر ماه 1395 - ساعت 11:13
وقتی گفته می‌شود، مدل برجام، ‌ مدل برد – برد است، ‌ یعنی طرفین با اعتقاد به اینکه جایگزین آلترناتیوهای برد – برد، ‌ مدل باخت – باخت است، ‌بنابراین سعی می‌کنند از بخشی از خواسته‌ها و مواضع خود صرف نظر کنند تا به مدل برد – برد برسند.

hhhh

 این یادداشت را آقای «علیرضا میریوسفی» تقدیم باران کرده است. ایشان سخنگو و رایزن سابق نمایندگی ایران در سازمان ملل، عضو گروه مذاکره‌کننده هسته‌ای و مدیرگروه خاورمیانه دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت خارجه هستند.

 گروه دهکده جهانی-پایگاه تحلیلی بنیاد باران: تکرار در مواضع مسئولان جمهوری اسلامی ایران درباره مذاکرات هسته‌ای، تمرکز بر اصطلاح بازی برد – برد در این مذاکرات است. اما بازی برد – برد چیست؟ برای پاسخ به این پرسش باید گفت، مساله برد – برد در نظام بین الملل را می‌توان در سه سطح طبقه بندی می‌شود:

۱- انتزاعی

۲- اجتماعی

۳- بین‌الملل

که هر کدام از این سطوح دنبال‌ روی حالت قبلی است.

سطح انتزاعی:

پدیده‌های اجتماعی بسیار پیچده بوده و کمتر در علوم اجتماعی می‌توان یک موضع تک‌علتی را یافت. بر این اساس ذهن به دنبال مدل‌های آشنا و ساده‌تر بوده تا از آن برای درک و فهم بهتر استفاده کند. این مدل یا مدل‌سازی دو کاربرد دارد: نخست به درک بهتر مسائل کمک می‌کند و دوم آنکه راهنمای عمل نیز هست. درواقع هر فردی بر اساس درک، فهم و مدلی که در ذهن دارد، ‌رفتار می‌کند. این سه مدل از ریاضیات و علوم طبیعی گرفته شده است:

۱- مدل برد – باخت یا مدل رقابتی: در این مدل یک طرف سهم دیگری را کم می‌کند. زیرا میزان، ‌میزان ثابتی است. درواقع اضافه شدن به سهم هر کسی، ‌سهم دیگری را کم می‌کند. در این مدل یک نفر بازنده و یک نفر برنده است.

۲- مدل همکاری: بازی برد – برد در این مدل تعریف می‌شود. این مدل همانند شرکت دو نفر در تاسیس یک شرکت است. هدف این دو نفر در ابتدا سودآوری است. اینکه کدام طرح سهم ۵۰ یا ۵۱ درصدی دارد، ‌مهم نیست. مهم بهره وری و سودآوری شرکت است، ‌ که باید افزایش یابد. در اینجا بر اساس همکاری حاصل جمع منافع، ‌حاصل جمع فزاینده است.

۳- مدل باخت – باخت: در این مدل حاصل جمع دائم در حال کاهش است. اگر دو طرف همکاری نکند، ‌هر دو بازنده خواهند بود. مانند شرکتی که در حال ضرردهی و ورشکستگی است یا مانند جنگ. اگر طرفین با یکدیگر برای جلوگیری از ضرر همکاری نکنند، ‌هر دو بازنده خواهند شد.

این مدل‌ها در علوم اجتماعی بیشتر در اواخر قرن نوزدهم درباره ارتباط و آینده روابط فرد و دولت _ فردگرایی در مقابل دولت گرایی_ مطرح شد. به عبارت دیگر، ‌ لیبرالیسم در برابر سوسیالیسم. عده‌ای بر این عقیده بودند که باید فردگرایی گسترش و در مقابل دولت کوچک و حداقل باشد. در مقابل عده‌ای، ‌دولت را عقل کل دانسته و بیان می‌کردند فردگرایی جامعه را به بیراهه می‌برد و موجب فساد می‌شود. بنابراین دولت باید گسترش و آزادی‌های فردی کاهش یابد. در مقابل چنین ایده‌هایی، ‌ ایده برد – برد مطرح شد. جامعه شناسانی مانند دورکهایم بر این عقیده بودند که اجتماع در حال پیشرفت بوده و روز به روز نقش‌های جدیدی تولید می‌شود. درواقع هم سهم دولت و هم سهم فرد افزایش پیدا می‌کند. برای مثال در آلمان، ‌شهروندان آزادی بیشتری نسبت به سال‌های گذشته داشته و در حال دولت هم اقتدار خوبی به دست آورده است. این دقیقا مثال برد – برد است که هم فرد و هم دولت با هم رشد می‌کنند.

در روابط بین الملل نیز چنین مدلی وجود دارد. عده‌ای معتقدند روابط بین‌الملل روزبه‌روز از حالت مکانیکی به حالت ارگانیک در حرکت است. درواقع ارتباطاتی که بیشتر مبتنی بر بازی برد – باخت بود، اکنون در حال تبدیل شده به بازی برد- برد یا باخت – باخت است. برای درک بهتر، ‌ دوچرخه و بدن انسان را در نظر بگیرید. مکانیزم بدن انسان بسیار پیچیده‌تر از مکانیزم دوچرخه است. مکانیزم بدن انسان دارای امنیت چند لایه است. دوچرخه یک مکانیزم مکانیکی بوده که یک چرخ به دنبال چرخ دیگر به وسیله زنجیر در حال حرکت است. اما بدن انسان مکانیزم‌ها همه با هم و به صورت هماهنگ و پیوسته با هم کار می‌کنند. مثال کلاسیک آن مساله «موازنه وحشت» و بازدارندگی در زمان جنگ است. در آن زمان همگی بر مدل برد – باخت استوار بود. امنیت یک کشور به هزینه نا‌امن کردن کشور همسایه و تضعیف آن ایجاد می‌شد. اما به مرور با تبدیل شدن روابط از حالت مکانیکی به ارگانیک، ‌ دنیا به سمت وابستگی متقابل یا inter connected حرکت کرد. به همین دلیل اگر mindset را در نظر بگیریم، دنیای امروز، ‌ دنیای مدل برد – برد یا باخت – باخت بوده و اقدامات بر اساس مدل برد – باخت بسیار سخت و مشکل است. وقتی گفته می‌شود، مدل برجام، ‌ مدل برد – برد است، ‌ یعنی طرفین با اعتقاد به اینکه جایگزین آلترناتیوهای برد – برد، ‌ مدل باخت – باخت است، ‌بنابراین سعی می‌کنند از بخشی از خواسته‌ها و مواضع خود صرف نظر کنند تا به مدل برد – برد برسند. درباره سوریه نیز همین مساله صادق است. آنچه از ابتدا به عنوان یک مدل در سمت ایران مطرح بوده، ‌ یافتن راه حلی که بر اساس آن منافع و امنیت تمام طرف‌ها در نظر گرفته شود. چنین توافقی قابل دوام و قوام در قرن بیست و یکم است.

یکی از مشکلات برد – برد یا باخت – باخت، کمّی کردن میزان دستاورد‌ها یا از دست داده‌هاست. در حالی که این مساله جزو هدف‌های اولیه طرفین نیست. اگر طرفین متمرکز بر کمّی کردن دستاورد‌ها و امتیازدادن‌ها باشند، دقیقا‌‌ همان mindset برد – باخت خواهد بود. بنابراین کمّی کردن مدل برد – برد یا باخت – باخت بسیار دشوار است. برد – برد بیشتر بر حل مساله و گذشتن از مشکلات و تداوم سیستم فکر می‌کند تا کمّی کردن آن. توافق‌های برد – برد بر ماهیت کیفی استوار هستند. درواقع ارزش سمبولیک و دستاوردهای روانی از آن چیزی که در میز مذاکره داده و گرفته می‌شود، مهم‌تر و دارای اثر بیشتری است.

پایان پیام

نظرات

پاسخ دهید