در یکصدوچهاردهمین نشست تخصصی ماهانه بنیاد باران بررسی شد:

نقش انرژی در روند جهانی مقابله با تغییر اقلیم، راهبردها و اولویت‌های کشور

فراز سجده‌ای: اقدامات و سیاست‌های صرفه‌جویی که ایران از سال 79 به بعد دنبال کرده است که عبارتند از: تاسیس شرکت بهینه‌سازی و ابلاغ سیاست‌های کلی اصلاح الگوی مصرف و قانون اصلاح الگوی مصرف و قانون‌های دیگری که مرتبط می‌شده است. علی‌محمد احمدی: باید اجماعی که در جریان انرژی هسته‌ای بود، در این موضوع هم شکل گیرد تا شاهد واقعی شدن قیمت انرژی و کاربرد واقعی منابع تجدیدپذیر و پرثروتی باشیم که خدادادی به کشور ما داده شده است، اینها همه این اجماع را می‌طلبد که ان شاالله به سمت ایران پاک و آباد حرکت کنیم. فراز سجده‌ای: اقدامات و سیاست‌های صرفه‌جویی که ایران از سال 79 به بعد دنبال کرده است که عبارتند از: تاسیس شرکت بهینه‌سازی و ابلاغ سیاست‌های کلی اصلاح الگوی مصرف و قانون اصلاح الگوی مصرف و قانون‌های دیگری که مرتبط می‌شده است. علی‌محمد احمدی: باید اجماعی که در جریان انرژی هسته‌ای بود، در این موضوع هم شکل گیرد تا شاهد واقعی شدن قیمت انرژی و کاربرد واقعی منابع تجدیدپذیر و پرثروتی باشیم که خدادادی به کشور ما داده شده است، اینها همه این اجماع را می‌طلبد که ان شاالله به سمت ایران پاک و آباد حرکت کنیم. نشست‌های ماهانه-پایگاه تحلیلی بنیاد باران: یکصدوچهاردهمین نشست تخصصی ماهانه بنیاد باران با موضوع «نقش انرژی در روند جهانی مقابله با تغییر اقلیم، راهبردها و اولویت‌های جمهوی اسلامی ایران» در محل مرکز همایش‌های بین‌المللی رایزن برگزار شد. در این برنامه ابتدا خانم فراز سجده‌ای و سپس آقای علی‌محمد احمدی سخنرانی کردند که در ادامه متن کامل سخنان ایشان می‌آید. فراز سجده‌ای: بحث امروز ما مربوط به انرژی در روند جهانی مقابله با تغییر اقلیم است و اولویت‌هایی جمهوری اسلامی ایران. طبق فهرست مطالبی که تهیه شده، جایگاه انرژی و وضعیت ایران در خصوص وضعیت گازهای گلخانه‌ای اول مطرح می‌شود و بعد، راهکارهایی که در خصوص کاهش مصرف انرژی وجود دارد. سه مبحث است، کارآمدی، کارآیی و جایگزینی که معمولا جایگزینی انرژی‌های تجدیدپذیر است. در ادامه ما سیاست‌های اجرایی دو کشور که منطبق با اتحادیه اروپا هستند را دنبال می‌کنیم، فرانسه و دانمارک. در انتها نیز وضعیت ایران را دنبال می‌کنیم. در حالت کلی، تا حدود 68 درصد انتشار گازهای گلخانه‌ای مرتبط با انرژی است. البته این وضعیت در ایران مقداری بحرانی‌تر است یعنی حدود 85 درصد انتشار گازهای گلخانه‌ای که داریم مرتبط با بخش انرژی ماست. در نتیجه وقتی صحبت از کاهش انتشار می‌کنیم بهترین جایی که می‌شود روی آن تکیه و تمرکز کرد، بحث انرژی است. اگر به وضعیت 10 کشور با بیشترین انتشار کربن دقت کنید، در می‌یابید در سال 2014 رتبه ایران از نظر انتشار گازهای گلخانه‌ای هشتم است. عربستان سعودی با وجودی این که از نظر تولید انرژی، وضعیت بالاتری دارد ولی رتبه آن پایین‌تر از ایران است. در سال 2015 در عرض یک سال رتبه ایران، یک رتبه بالاتر آمده و هفتم شده که نشان می‌دهد وضعیت بدتر شده است. البته عربستان سعودی را هم می‌بینید که درست پشت ایران قرار گرفته است. خیلی از کشورها،‌ برخلاف ایران و عربستان، برای انتشار کربن تا سال 2020 برنامه دارند و ایران و عربستان هستند که هیچ برنامه‌ای ندارند. البته ما یک سری برنامه‌های بالادستی داشتیم و داریم. مثل قانون اصلاح الگوی مصرف که اگر محقق می‌شد، مسلما وضعیت کشور ما خیلی بهتر از این می‌شد که الان هست. همانطور که گفتم برای کاهش مصرف انرژی، سه روش را می‌شود دنبال کرد. اینجا به برنامه‌هایی که اروپا انجام می‌دهد در مورد این سه مقوله می‌پردازم. در مورد Sufficiency شاید لازم باشد مقداری توضیح دهم. مبحثی است که امسال در مورد آن، اروپایی‌ها بیشتر کار می‌کردند، چون به این نتیجه رسیده بودند که کارآیی به تنهایی نمی‌تواند آنقدر که لازم است،‌ آن‌ها را به هدف برساند. کارایی، مثل این می‌ماند که یک یخپال با برچسب خوب و میزان انرژی خوب داشته باشید ولی اگر اندازه همان را بزرگ کنید، نسبت به یخچال قبلی شما که یخچال کوچک‌تری بود، انرژی بیشتری مصرف می‌کند. در نتیجه کارآمدی یا Efficiency، این راهکار است که افراد تشویق شوند که ابعاد تجهیزاتی که استفاده می‌کنند که می‌تواند هر چیزی باشد، حتی خانه آنها باشد، این را به اندازه‌ای که واقعا احتیاج دارند، باشد، نه بیشتر از آنچه نیاز دارند. در نتیجه این مقوله پایین آوردن ابعاد و این که سطح استفاده را با بهره‌وری بیشتر استفاده کردن است و یک سری کارهای ساختاری است. مثل روش‌های keyring که الان می‌بینیم خوشبختانه در کشور ما هم مقدار جا می‌افتد. در زمینه کارایی، باید بتوانیم پرفورمنس را بالا ببریم و تلفات تبدیل شود. مقوله انرژی خاکستری مرتبط با این می‌شود که انرژی‌ای که یک محصول مصرف می‌کند را از گهواره تا گور در نظر بگیرید. یعنی از جایی که مواد اولیه برای آن استفاده می‌شود تا آن محصول تولید شده، تا جایی که خارج می‌شود. در خصوص جایگزینی هم این برنامه شامل کاهش سوخت‌های فسیلی می‌شود، کاهش انرژی هسته‌ای برای اروپا و افزایش تجدیدپذیری می‌شود. اینجا، مثال‌هایی از کارامدی آوردم که شاید کمک کند که مقوله بهتر مشخص شود. مثلا وقتی ظرفی را گرم می‌کنید، آن اندازه که احتیاج دارید از آن وسیله گرمایی استفاده کنید. یا برای جایگزینی، جای استفاده از خشک‌کن، از نور آفتاب استفاده شود که انرژی مصرف نشود، یا کاهش اندازه وسایل و تجهیزاتی که استفاده می‌کنیم. منحنی‌ای داریم که ملموس بودن اثرات بهبود کارایی را نشان می‌دهد. نشان می‌دهد که اگر کارایی انرژی در کشورهای 20G وجود نداشت، در سال 2015، سه میلیارد تن دی‌اکسیدکرین بیشتری در اتمسفر رها می‌شد. اینجا صحبت‌های بعضی از سیاست‌گذاران انرژی اتحادیه اروپا را آوردیم که روی این مقوله تاکید دارند که جای این که به سمت عرضه برویم و بخواهیم تولید انرژی را بیشتر کنیم، بهتر است که اول به سمت تقاضا برویم و تقاضا را پایین آوریم. همانطور که می‌بینید، در واقع در این مقوله گفته می‌شود که اول کارایی را انجام دهیم و بعدا به سمت چیزهای دیگر برویم. صحبت بعدی هم از آقای زیگمار گاربریل هست که چند سال پیش به ایران آمده بودند. آن موقع وزیر اقتصاد و انرژی وقت آلمان بودند که الان وزیر خارجه هستند. ایشان هم به همین مقوله تاکید کردند که ما شعار "اول کارایی" را باید قرار دهیم. بعد از این که این کار را انجام دادیم، مابقی تقاضامان را توسط تجدیدپذیرها پوشش دهیم. در ادامه از اهداف اتحادیه اروپا می‌گویم که باز روی این موضوع تاکید شود. در اهداف اروپا، چیزی که برای خودشان دیدند این است که رهبری جهانی در مورد انرژی‌های تجدیدپذیر داشته باشند. ولی باز می‌گویند Energy Efficiency را ابتدا قرار دهیم که این اهداف در راستای اهداف توسعه پایدار سازمان ملل است و مربوط به اتحادیه اروپا، که اهدافش منجر به ایجاد شغل و رشد، کاهش گازهای گلخانه‌ای و ایجاد امنیت انرژی است. سوالی ممکن است مطرح شود و آن اینکه کارایی در سیاست‌گذاری به چه معنی است؟ به این معنی است که شما تقدم دهید به پتانسیل کارایی انرژی در تمام تصمیم‌گیری‌های مرتبط با حوزه انرژی. اولویت‌بندی هم با روش‌هایی باشد که ‌کم‌هزینه‌تر باشد که از نظر اجتماعی، ارزش بیشتری را ایجاد کند. این مقوله، جایگزین این تفکر تاریخی می‌شود که ما همیشه اولویت را به عرضه می‌دهیم تا به سمت صر‌فه‌جویی انرژی که کاهش تقاضاست. سوال دیگری که باید به آن پرداخت این است که حالا چرا کارایی انرژی سوخت، اول است؟ در سال 2010 میزان انرژی اجتناب شده یا انرژی که سوزانده نشده برای 11 کشور عضو IEA بیشتر از مجموع انرژی اجتناب شده 11 کشور، بیشتر از هر کدام از حامل‌های انرژی است که اینجا می‌بینید، گاز، ذغال سنگ و نفت. این دلیلی است که چند سال است که کارایی انرژی را به عنوان سوخت اول می‌شناسند و این را به عنوان نعمتی می‌دانند که هیچ کس نمی‌تواند بگوید من این را ندارم. منبعی است که همه دارند. هیچ کس نمی‌تواند ادعا کند من این را ندارم. ولی باید دید که این تحقق کارایی انرژی، گران تمام می‌شود یا نه، ولی آمار و اطلاعات نشان می‌دهد که به طور متوسط هزینه اقدامات کارایی انرژی، البته کم و زیاد دارد، ولی تنها یک پنجم انرژی‌ای می‌شود که در آن دوره در صورتی که اقدامی انجام ندهید، پرداخت می‌کنید. کارایی انرژی منجر به رفاه می‌شود و منافع متعددی دارد که تعدادی از آن موارد عبارتند از: کاهش فقر، بهبود سلامتی، ایجاد اشتغال، کاهش آلودگی هوا و کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای. من حالا از برنامه فرانسه می‌گویم. فرانسه هدف جاه‌طلبانه‌ای را در راستای پایداری انتخاب کرده است که اسمش را گذاشته سناریوی مگابات. مگا کلمه لاتین به معنای نبودن است. مشابه‌سازی با مگاوات انجام دادند که سناریویی است که انرژی مصرف نشود. هدف‌گذاری که برای خودشان تا سال 2050 کردند این است که انتشار کربن خود را صفر کنند. می‌بینید که هدف سوخت کشور فرانسه است. سیستم انرژی ناپایداری دارد. 90 درصد سوختی که مصرف می‌کند سوخت‌های فسیلی است. فقط ده درصد منابع انرژی تجدیدپذیر استفاده می‌کند. کسب و کار معمول‌شان این است که برای افزایش انرژی‌های تجدیدپذیر و افزایش کارایی انرژی برنامه دارند. همانطور که می‌بینید این دو، روند مثبت دارند و مصرف انرژی فسیلی را کاهش می‌دهند. حالا اگر روند مرتبط با منابع تجدیدپذیر بیشتر و سریع‌تر شود، باز هم خوب است ولی باز هم به آن هدف نمی‌رسند. در واقع کارایی انرژی، چه در سمت عرضه و چه در سمت تقاضا، کمک می‌کند که این فاصله و شکافی که وجود دارد باز هم پوشانده شود که راهکارهایی که مرتبط به انجام این کار می‌شود، مشخص است که چیست. مثلا کاهش مصرف سوخت در خودروها و اصلاحات در ساختمان‌ها. آن‌ها به این نتیجه رسیدند که بتوانند   Sufficency را محقق کنند. البته این چیزی نیست که به سادگی بتوند محقق شود. برای این که احتمالا با مثال‌هایی که زدم متوجه شدید، مربوط می‌شود به تغییر رفتار و فرهنگ مردم. باید یک سری زیرساخت‌ها فراهم شود که آن Sufficency محقق شود. پس مشاهده می‌کنید که این سه در کنار هم هستند که می‌توانند آن سناریوی مگابات را محقق کنند. هدفی که فرانسه دارد، تامین انرژی منابع تجدیدپذیر است تا خودش را به صددرصد برساند، ولی چطور؟ به صورتی که تقاضا را 66 درصد کم کند، بعدا با صددرصد انرژی تجدیدپذیر بتواند به سیستم تجدیدپذیر برسد. همانطور که در ابتدا گفتم، کشور دومی که دنبال می‌کنیم دانمارک است. دهه 70 که شوک نفتی ناگهان به کشورهای مصرف کننده نفت وارد شد، وضعیت به کلی تغییر کرد. دانمارک در آن دهه، 99 درصد به سوخت‌های فسیلی وابسته بود. آمار نشان می‌دهد که کارایی انرژی روبه رشد بوده، در واقع این اجبار بوده که کشورهای مصرف‌کننده را به آن سمت برده است. در دانمارک با وجود این که GDP، روند صعودی داشته، مصرف انرژی اولیه رو به پایین آمده است. آمارها می‌گویند این فکر که اگر می‌خواهیم توسعه پیدا کنیم حتما باید مصرف انرژی را بالا ببریم را به نوعی نقض می‌کند که به تبع همان معلوم می‌شود دی‌اکسید کرین پایین آمده است. اینجا چند نتیجه‌گیری جالب است که سریع آن‌ها را می‌خوانم. نتیجه‌گیری‌هایی است که گزارش آون لوک 2016 مطرح می‌کند که کارایی انرژی در صورت اجرای سیاست‌های موجود برنامه‌ریزی شده، سوخت اول باقی خواهد ماند و بیشتر کشورها در حال تحقق اهداف توسعه پایدار خودشان با دو برابر کردن کارآیی انرژی هستند. منظور از اهداف توسعه پایدار، هدف شماره 7، مربوط می‌شود به انرژی قابل مصرف و به آن اشاره دارد. انجام اقدامات ارزان‌تر کارایی انرژی نظیر خودروها، ابزار جدیدی را برای سیاست‌گذاران برای مواجه با امنیت انرژی فراهم می‌کند و در این میان، در میان مزایای متعدد کارایی انرژی، بخش کاهش انتشار کربن و بهبود سلامت، آثار خیلی محسوسی را ایجاد کرده است. نکته آخر و به نظر من بسیار مهم، برای دستیابی به همه مزایای سوخت پنهان، وجود رویکرد یکپارچه‌ای که کارآیی انرژی را هم‌سنگ با عرضه انرژی قرار دهد، ضروری است. حالا به بحث ایران می‌رسیم. اقدامات و سیاست‌های صرفه‌جویی که ایران از سال 79 به بعد دنبال کرده است که عبارتند از: تاسیس شرکت بهینه‌سازی و ابلاغ سیاست‌های کلی اصلاح الگوی مصرف و قانون اصلاح الگوی مصرف و قانون‌های دیگری که مرتبط می‌شده است. در واقع اینجا وضعیتی که در سیاست‌های قانون اصلاح الگوی مصرف دیکته شد، این بود که تا پایان برنامه ششم، میزان شدت مصرف انرژی به نصف برسد که اینجا محاسباتی را انجام دادیم که اگر این کار بخواهد انجام شود، شدت انرژی باید به 0/52 بشکه معادل نفت خام به میلیون ريال برسد. ما به این نتیجه رسیدیم خیلی از کشورها که وضعیت خود را از نظر شدت مصرف انرژی بهتر می‌کنند. یکی نسبت به افزایش جمعیت خود و یکی نسبت به جی دی پی خود. ایران از معدود کشورهایی است که وضعیت برعکس طی می‌کند، شدت انرژی خود را افزایش می‌دهد و معلوم نیست می‌خواهد به کجا برسد. ما فرصت‌های بهینه‌سازی انرژی در کشور را با رشد اقتصادی 6 درصد محاسبه کردیم، برای بخش‌های مختلف که چیزی حدود 50 میلیون بشکه معادل نفت خام، فرصت بهینه‌سازی انرژی در کشور وجود دارد، که این‌ها منجر به چه منافعی برای کشور می‌شود؟ منجر می‌شود که تا سال 1400 که این محاسبه شده، کاهش انتشار داشته باشیم. 1800 میلیون تن معادل کربن، کاهش انتشار دهیم. بازار سرمایه گذاری معادل 192 میلیارد دلار فراهم می‌شود. ارزش صرفه‌جویی تا سال 1409، 870 میلیارد دلار می‌شود و با انجام این فعالیت‌های مربوط به بهینه‌سازی ، سه میلیون نفر فرصت شغلی در  سال خواهیم داشت. خیلی متشکرم از توجهی که داشتید.   علی‌محمد احمدی: صمیمانه‌ترین درودها و ارادتم را تقدیم می‌کنم به حضار گرامی، فرهیختگان عضو بنیاد باران، به ویژه ریاست محترم بنیاد، عزیز دل ملت و محبوب همه ما، جناب آقای سیدمحمد خاتمی بزرگ، و میهمانان محترم. 43 سال قبل که در سال 1353 با توفیقات الهی به منظور نشان دادن راه تولید انرژی بدون سوزاندن نفت، اولین کلکتور خورشیدی و توربین بادی ساخته شد و سال بعد، اولین طرح بیوگاز را طراحی و اجرا کردیم، و در ادامه آن در مجلس شورای اسلامی دوره سوم که عضو کمیسیون و برنامه بودجه که برنامه اول را تصویب کردیم، موضوع انرژی‌های نو را اولین بار در قانون کشور گنجاندیم و بعد از پایان مجلس سوم، به عنوان رئیس مرکز تحقیقات و کاربرد انرژی‌های نو، اولین نیروگاه‌ها برق و بادی و خورشیدی و نیرو گاز و ژئوترمال را در کشور اجرا کردیم که اینجا جا دارد عرض کنم به عنوان یک وظیفه، اگر نبود حمایت‌های بی دریغ حضرت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی که حتی از بودجه‌ای که در اختیار ریاست جمهوری بود، برای این کار اختصاص دادند، به هیچ وجه انرژی‌های نو در ایران شکل نمی‌گرفت. پس از آن هم با حمایت‌های بی‌بدیل جناب آقای خاتمی در دوره اصلاحات، انرژی‌های نو جان گرفت، علیرغم مقاومت‌ها، انکارها و تکذیب‌هایی که نسبت به امکان‌پذیری تولید انرژی‌ برق از منابع بادو خورشید صورت می‌گرفت و نیز برخلاف پیشرفت‌هایی که در دنیا در حال انجام بود. البته آن موقع که ما شروع کردیم، آلمان و کشورهای اروپایی هم در حد ما بودند و اولین صدمگاواتی که تصویب کردیم، آلمان هم در همین حدود بود. ولی الان حدود 56 هزار مگاوات، نصب شده در آلمان داریم و ما در همان صدتا ماندیم. من در دوران سال‌های 60، رئیس شرکت نفت منطقه آقاجاری بودم، نفت تولید می‌کردیم ول خودمان مخالف تولید نفت بودیم. روزی 2 میلیون و 300 هزار بشکه در آقاجاری نفت تولید می‌کردیم و نگاه‌مان به آینده و نسل‌های آینده بود. برای همین اولین خروجی تزریق گاز را با جمع‌آوری گازهای همراه و فلری که در منطقه بود و تزریق به مخزن کرج که بیشترین افت فشار را داشت، اجرا کردیم. در ادامه در مجلس ششم که تمام شد، برگشتیم 20 سال پیش به وزارت نفت و بحث انرژی را در عرصه وظیفه مجری‌گری، ابتدا با شرکت شل و بعد در دوران تحریم با شرکت سی ام پی سی، نهایتا به عنوان مجری طرح توسعه پایدار، بحث توسعه پایدار را در صنعت نفت ایران با حمایت مجدانه وزیر محترم نفت، جناب آقای مهندس زنگنه شروع کردیم و با حمایت ایشان در این چهار سال، زیربناها ساخته شده و ارتباط با دنیا و مجموعه پروژه‌ها تعریف شده است و به زودی اولین قرارداد پالایشگاه پاک را با شرکت‌های ساخت انرژی اروپایی منعقد می‌کنیم. در ادامه مباحثی که ارائه می‌شود مربوط به وضعیت موجود ماست. آلاینده‌های زیادی در کشور داریم در حالیکه که در حال حاضر در ایران سالانه 330 روز تابش خورشید داریم. یعنی 4 هزار برابر میزان مصرف انرژی کشور، خداوند به ما انرژی خورشیدی داده و در بیشتر مناطق کشور ما، وزش باد با 7 متر بر ثانیه و بیشتر داریم که همه این‌ها نعمت‌های بزرگ الهی است که در کشور ماست. در عین حال، همانطور که خانم سجده‌ای فرمودند، جایگاه ما در شدت انرژی، جایگاه بسیار ناجوری است، سومین کشور فلرینگ دنیا هستیم و جزو 10 کشور آلوده دنیا هستیم. می‌خواهم بحث تهدیداتی که وجود دارد را فقط نبینیم. اینها تهدید است، درست است، وضع ما بسیار وخیم است، روزانه ما 40 میلیون متر مکعب، فلرینگ داریم. آیا این تهدید، قابل تبدیل به فرصت است؟ عرض کردم تیمی هستیم که داریم روی این موضوعات کار می‌کنیم و مجموعه‌ای که هست، پراگماتیست و عملگرا هستند. بله، ما اجرا کردیم، می‌شود این تهدید را به فرصت تبدیل کرد. چطور؟ فلرها را می‌شود بازفت کرد و دوباره به مصرف رساند. در منطقه به عنوان نمونه در پارس جنوبی که می‌گوییم، در سال 47 میلیون تن فقط دی‌اکسیدکربن داریم که می‌توانیم در فلر به صورت فلوگس، گازهای احتراقی از محفظه‌های احتراق در پالایشگاه‌های ما به محیط زیست صادر ‌شود که البته این دیده نمی‌شود. چون دیده نمی‌شود، کسی این را نمی‌بیند. ولی میزان فلرها طوری است که دو درصد مجموعه گازهاست که الان در محیط زیست عسلویه و در سطح کشور هم معادل 850 میلیون تن در سال است. میزان منابع آلاینده که در کشور داریم از سه منبع اصلی است. یکی تولید برق است که مجموعا حدود 25 درصد آلایندگی‌ها را تشکیل می‌دهد، دوم حمل و نقل ماست که مجموعا 30 درصد، 250 میلیون تن در سال به محیط زیست آلودگی می‌فرستیم. بقیه که 44 درصد است، از پالایشگاه‌ها، صنعت و مصارف خانگی و تجاری است. برای هر کدام از این سه منبع، راه حل عملی پیدا کردیم، عمل کردیم و سه استراتژی را تعریف کردیم که در صورت تعریف این سه استراتژی که بعضی را انجام می‌دهیم می‌توانیم به کشور ایران پاک و آباد، ان‌شاالله برسیم. از این منابعی که عرض کردم به عنوان تهدید، فرصت اصلی این است که یک، فلرها را می‌شود به مصرف برگرداند. مهم‌تر از آن بحث فلوگس یا گازهای احتراقی است که این‌ها را می‌شود تزریق کرد به مخازن نفت و افزایش برداشت داشت. در منطقه عسلویه که 47 میلیون تن داریم، اگر برسانیم به 50 میلیون تن در سال، 150 میلیون بشکه نفت می‌توانیم اضافه برداشت داشته باشیم از مخازن فسیلی که جناب آقای زنگنه، عددی که اعلام کردند به ازای هر یک درصد افزایش برداشتی که ما از مخازن نفت و گازمان داشته باشیم، 350 میلیارد دلار به درآمد این کشور اضافه می‌شود. استراتژی اول ما برای رسیدن به ایران پاک، تولید انرژی از منابع تجدیدپذیر است که 30 درصد آلودگی‌های ما را تشکیل می‌دهد. کاری که تا حالا کردیم، ساختن نمونه‌های اجرایی و عملی است در منجیل و رودبار. البته 25 سال پیش، حضرت آیت‌الله هاشمی (ره) کلنگ اولین نیروگاه بادی را زدند، آن موقع ما با آلمان تقریب هم‌سطح بودیم. الان این تفاوت 56 هزار مگاوات و همان صد مگاواتی که ما داریم، تفاوتی است که در عمل بین کارهایی است که ما کردیم و آنها انجام دادند. در مقایسه با کشورهای دیگر، میزان سرمایه‌گذاری که در کشورهای دیگر صورت می‌گیرد، درست است که چین اولین کشور در تولید دی‌اکسیدکربن است ولی اولین کشور هم برای سرمایه‌گذاری کاربرد انرژی‌های تجدیدپذیر در سال 214 است که می‌بینیم چین 84 میلیارد دلار، اروپا 58 میلیارد دلار، به ازای هر میلیارد دلار هزار مگاوات نیروگاه دارید. چون انرژی کاست آن، تکنیکال کاست آن، هزاردلار برای هر کیلووات آن هست. یعنی هر میلیارد دلار، هزار مگاوات به ظرفیت این کشورها اضافه می‌شود، اروپا 58 میلیارد و کشورهای دیگر 43، آمریکا 36. به هر حال سهم ما از میزان سرمایه‌گذاری‌ای که نسبت به انرژی‌مان کردیم، خیلی کم است، وقتی مقایسه می‌کنیم با اروپا که در حد 59 درصد و 54 درصد و 37 درصد که کمترین آن که 20 درصد است، ما در ایران، کمتر از 2 هزارم درصد انرژی، پولی که صرف انرژی می‌شود، برای انرژی‌های تجدیدپذیر خرج کرده‌ایم. این را هم در نظر داشته باشید که منابع ما چقدر است، در دنیا بی‌نظیر است، 330 روز تابش خورشید در کشور داریم. یادم هست وقتی برای برنامه مجلس چهارم شورای اسلامی رفتیم برای دفاع از بودجه، سال قبلش با کلی خواهش و تمنا معادل یک مگاوات، وقتی رکورد دنیا را 40 درصد شکستیم، وقتی گفتند چقدر بودجه می‌خواهید؟ گفتیم برای صد مگاوات. گفتند چرا هزار مگاوات نمی‌گیرید؟ گفتیم ما می‌خواهیم این موضوع مثل انرژی‌های فسیلی نشود که تولید برق، دولتی شود. می‌خواهیم مردم تولید کنند. شما برق را از تولید کنندگان انرژی‌های نو خوب بخرید. وقتی نیروگاه فسیلی زده می‌شود، دولت باید سوخت به آن برساند. ولی اینجا تولید می‌شود و سوختی سوخته نمی‌شود. این برای اوست. به تولید کننده داده شود. اگر این موضوع با بخشنامه آقای جهانگیری هم ابلاغ شد به وزارت نیرو که وزارت نفت، میزان سوختی که باید بدهیم به تولید کننده برق باید انرژی‌های نو بدهد. ولی یک مورد باز عملی نشد. البه قانونی که در مجلس هشتم تصویب کردیم، دولت مکلف بود، ولی آخرش نوشتند که دولت مجاز است. این مجاز است باعث شد که هیچ عملکردی نباشد، اگرچه آقای جهانگیری هم به عنوان معاون اول، این را بخشنامه کردند به وزارت نفت و وزارت نیرو، ولی در حال حاضر هیچ عملکردی نداشته است. فقط خوشحالم که امروز در روز اول بررسی کابینه، ان شاالله در دوره آینده، آقای مهندس بیطرف که خودشان معاونت وزارت نفت را برعهده داشتند، به عنوان وزیر نیرو و وزیر نفت هم که آقای مهندس زنگنه خواهند بود، ان شاالله هماهنگی کاملی باشد که این بخشنامه آقای جهانگیری عملی شود تا در هر سال، آن عددی که گفته و در برنامه ششم تا آخر برنامه، آمده محقق شود، یعنی حداقل 5 درصد از برق کشور از انرژی‌های تجدیدپذیر باشد. اگرنه به هیچ وجه امکان پذیر نیست. من مطمئنم که این کار با هماهنگی‌هایی که بین این دو بزرگوار هست، پیش خواهد رفت. من استراتژی دوم را توضیح دهم. استراتژی دوم، کاربرد فرایندهای بازیافت و مصرف آلاینده‌های ناشی از تولید انرژی و حامل‌های آن است. همچنین تولید آب از این فلوگس‌ها. چیزی که در پالایشگاه‌های پارس جنوبی و بقیه کشور قابل عمل است، مجموعه گازی که الان فلر می‌شود را می‌شود به مصرف برگرداند یا به مخازن برگرداند. قسمت سمت راست فلوگس یا گازهای احتراقی هستند، این‌ها همه چیزی حدود 12 درصد دی‌اکسید کربن داخل این‌هاست. 14 درصد بخار آب است و بقیه هم که بیشترین بخش است، 73 درصد نیتروژن است که آلاینده نیست. مجموعه این‌ها، باعث می‌شود بتوانیم مخازن نفتی‌مان را با این گازی که فعلا هدر می‌رود احیا کنیم. بقیه مخازن ما هم همه نیمه دوم عمر خود را می‌گذرانند. اگر حواس‌مان نباشد و گازهایی که هدر می‌رود را تزریق نکنیم، حقیقتا چیزی از مخازن آقاجاری نمی‌ماند و همه این‌ها به این سرنوشت دچار خواهند شد. در دنیا الان بزرگ‌ترین کاری که می‌شود، 250 کیلومتر، از این طرف آمریکا تا آن طرف آمریکا، دی‌اکسید کربن می‌برند و به مخازن برای افزایش برداشت،‌ تزریق می‌کنند. نکته دیگر، روش‌هایی است که بایستی اینجا ذکر کنم در مورد حضور قوی چینی‌ها در سال‌های گذشته در ایران، شرکت CMPC چین و شرکت شل در خصوص رفع آلایندگی قرارداد بستیم و گفته شد که باید Zero Pollution باشد که قبول کردند و در قرارداد گنجاندیم. ولی شرکت CMPC چین در آن چارچوب عمل نکرد. وقتی به آنها اخطار قراردادی دادیم که یا باید ظرف 3 ماه، اشکال را رفع کنند یا قرارداد فسخ شود بدون هیچ گونه طلبی، متاسفانه خودمان را عوض کردند. بعد از آن قائم مقام مدیرعامل را جای ما گذاشتند و او هم بعد از دو سه هفته به جای ما رسید و گفتند احمدی را عوض کردیم و شما را هم عوض می‌کنیم. خیلی قوی، وقتی ایران به آنجا رفت و قرارداد فاز 11 را در چین امضا کردند، چنین نتیجه‌ای هم داد که وقتی اخطار دادند به نفر بعد از من، من پیش مدیرعامل رفتم و گفتم اگر این اتفاق بیافتد و مدیرعامل را عوض کنند، این از کاپیتولاسیون زمان شاه هم بدتر است. متاسفانه این کار اتفاق افتاد و با اخطار شرکت CMPC چین، باز کارفرما عوض شد. ما در بلوغ طرح‌هایی که در آن سه طرح پایدار بازیافت به آن رسیدیم، به طرح ملی تکتاب رسیدیم که مجموعه گازها، هم گاز فلوگس، هم گاز فلر و همه این‌ها تکمیل شود. مجموعه گازهایی که در محفظه احتراق که بیش از 98 درصد گازهای آسیب رساننده به محیط زیست است، این‌ها بعد از خروج از محوطه احتراق، توسط کاتالیست می‌شود آبش را جدا کرد، اکسیژنش را جدا کرد و نهایتا نیروژن و دی‌اکسید کربن را برای افزایش برداتش به مخازن نفتی تزریق کرد. این بزرگ‌ترین کاری است که الان مخصوصا به عنوان مدیر که وزیر محترم نفت خیلی به ما تاکید می‌کنند،‌ تعریف می شود. می‌گویند موضوع افزایش برداشت، باید تبدیل به شعار ملی شود، واقعا این کاری است که طرح ملی تکتاب تعریف شده و قطعا با حمایت‌هایی که صورت خواهد گرفت در ادامه کار، این کار ان شاالله عملی خواهد شد تا این هدف ملی محقق شود که مخازن ما که در نیمه دوم عمرشان است را نجات دهیم. پروژه سوم ما در ارتباط با حمل و نقل است که این البته در ایران عملی نشده. در اروپا به عنوان یورو 5، خودروها همه یک کاتالیست LCR بعد از اگزوز نصب شده که خروجی اگزوز ماشین‌ها، مهمترین و خطرناک‌ترین آن NOX است که با عبور از این کاتالیست که بعد از موتور نصب می‌شود که خروجی اگزوز می‌شود آب به اضافه نیتروژن جای NOX. چالش‌هایی که با آن روبه‌رو هستیم به صورت مختصر عرض کنم، اولین بخش آن نگرش انکار و تکذیب نسبت به امکان‌پذیری این برنامه‌ها است در بحث تولید برق از انرژی‌های نو و Zero Pollution. در پالایشگاه‌ها و پتروشیمی‌های ما، فعلا نگرش به این صورت است که چنین چیزی امکان‌پذیر نیست، نگرشی که بایستی اصلاح شود. دوم، مشکل ساختاری است که همانطور که دیدیم، آقای معاون اول رئیس جمهور دستور دادند ولی چون در بخش انرژی ما دوگانگی وجود دارد که من امیدوارم این دفعه که جناب آقای زنگنه وزیر نفت و معاون ایشان به عنوان وزیر نیرو، جناب آقای مهندس بی طرف، هستند، این مشکل ناهماهنگی حل شود. موضوع دیگر، موضوع Social Cost و هزینه اجتماعی است که هزینه‌هایی است مربوط به رفع آلودگی محیط زیستی که در اثر مصرف سوخت فسیلی هزینه می‌شود. نکته دیگر هم واقعی نبودن قیمت انرژی است که در برنامه پنج ساله اول تصویب شد، سه سال هم اجرا شد ولی در سال سوم این موضوع دیگر متوقف شد و تا حالا هم قیمت انرژی در ایران واقعی نشده. این چالش‌هایی است که ما داریم. پیشنهادهایی هم هست که باید آن‌ها را بگویم. اول ساماندهی مدیریت یکپارچه است. بعضی می‌گویند انرژی، نفت و نیرو خیلی بزرگ می‌شود، دو وزارتخانه. در حالی که اقتصاد چهارم دنیا که ژاپن است، یک وزارتخانه دارد که شامل صنعت، معدن، نفت، گاز می‌شود. همه این‌ها داخل یک وزارتخانه به نام متی است که جالب است با وزیر انرژی که در خدمت جناب آقای دکتر خاتمی، نایب رئیس مجلس ششم آنجا رفتیم و مذاکره می‌کردیم، گفتم چقدر جمعیت دارد، پرسنل شما چقدر است؟ گفتند 2 هزار نفر. ما حساب کردیم این مجموعه در ایران، حدود 300 هزار نفر نیرو دارد. در ژاپن تصدی‌گری با دولت نیست. اما در ایران تصدی‌گری را هم دولت انجام می‌دهد. بحث دیگر، ترغیب سرمایه‌گذاران برای اجرایی کردن بند ب ماده 133 قانون برنامه پنج ساله پنجم است که الان هم می‌تواند عملی شود. نکته بعدی، ایجاد تسهیلات برای کسانی است که می‌خواهند در بخش پروژه‌های تکتاب و گازهای احتراقی و فلر فعالیت کنند و شرکت‌های دانش‌بنیانی که تشکیل دادند. همچنین لازم به ذکر است نباید از پایه‌گذاری و ترویج استفاده از کاتالیست SDR برای حمل و نقل کشور غافل شویم. آخرین قسمت هم واقعی‌سازی قیمت انرژی البته با تامین معیشت افراد کم‌درآمد جامعه است. در قسمت آخر، اجماعی است که باید برای این موضوع در کشور بوجود آید. مانند چیزی که وقتی می‌خواستیم قضیه هسته‌ای حل شود. باید اجماعی که در جریان انرژی هسته‌ای بود، در این موضوع هم شکل گیرد تا شاهد واقعی شدن قیمت انرژی و کاربرد واقعی منابع تجدیدپذیر و پرثروتی باشیم که خدادادی به کشور ما داده شده است، اینها همه این اجماع را می‌طلبد که ان شاالله به سمت ایران پاک و آباد حرکت کنیم. پایان پیام