یادداشتی از سعید حجاریان در خصوص سخنرانی اخیر ترامپ

به‌خاطر یک مشت دلار

دفاع اروپایی‌ها از برجام در مقابل سیاست‌های شبه فاشیستی ترامپ بیش از آنکه دفاع از ایران باشد، دفاع از خودشان است چرا که وی را عنصری بی‌ریشه می‌بینند که حاضر است به‌خاطر یک مشت دلار همه اصول و معاهدات را زیر پا بگذارد. دفاع اروپایی‌ها از برجام در مقابل سیاست‌های شبه فاشیستی ترامپ بیش از آنکه دفاع از ایران باشد، دفاع از خودشان است چرا که وی را عنصری بی‌ریشه می‌بینند که حاضر است به‌خاطر یک مشت دلار همه اصول و معاهدات را زیر پا بگذارد. زمانی که دونالد ترامپ بر سر کار آمد، در گفت‌و‌گویی از ظهور سلطانیسم آمریکایی خبر داده و گفتم: «...ترامپ فردی است که به همراه خانواده خود به سبک حرمسراهای دوران قاجار در کاخش می‌نشیند و به‌ مانند سلاطین، افراد را به حضور می‌پذیرد و پست‌ها را بر مبنای تقرب تقسیم می‌کند. این مدل، مدل سلطانی است...» همچنین اشاره کردم: «این سلطانیسم در مقابل جامعه مدنی آمریکا قرار می‌گیرد و چالش آینده جامعه مدنی و سیستم سیاسی امریکا با ترامپ این موضوع خواهد بود.» (برای مطالعه متن کامل گفت‌و‌گوی مذکور به آرشیو پایگاه خبری جماران رجوع شود.) بعدها دیدم که بعضی در آمریکا نیز از ایده سلطانیسم ترامپ استقبال کرده و آن را پرورش دادند. (برای نمونه رجوع شود به یادداشت هنری کری، استاد علوم سیاسی دانشگاه ایالتی جورجیا که با عنوان Sultan Donald Trump منتشر شده است.) ترامپ در شرایطی به‌عنوان چهل‌و‌پنجمین رئیس‌جمهور آمریکا انتخاب شد که جنبش وال استریت برپا شده بود؛ درگیری سیاه‌پوستان با پلیس شدت گرفته و تظاهراتی برپا بود؛ و همچنین فردی مانند برنی سندرز که در اشل آمریکایی چپ محسوب می‌شود توانسته بود جوانان را در جهت منافع اقتصادی، طبقاتی و... که  هر روز در حال از دست رفتن بود، بسیج کند. از سوی دیگر در دوره منتهی به انتخاب وی توان جمهوری‌خواهان سنتی که حامی اقتصاد بازار بودند تحلیل رفته بود و کلیه کسانی که با ترامپ در رقابت بودند یکی پس از دیگری سپر انداخته و از میدان به در شده بودند. بر پایه همین موارد مشخص شد که در آمریکا نوعی موازنه قوا میان چپ و راست برقرار شده است، به‌خصوص که اوباما نیز طی هشت سال با سیاست‌های خود به تقویت گرایشات مردمی پرداخته بود. در کشورهای سرمایه‌داری معمولاً زمانی که چنین توازن قوایی برقرار می‌شود، نیروهای استثناگرا از خلاء قدرت استفاده کرده و با طرح شعارهای پوپولیستی، بخش اعظمی از مردم را با خود همراه می‌کنند؛ ترامپ محصول چنین شرایطی بوده است و دولت وی را شاید بتوان با تعاریف کلاسیک «دولت استثنایی» نامید. وی از طرفی خود را مدافع نیروی کار آمریکایی معرفی کرد که سعی دارد به‌عنوان یک فعال اقتصادی از هر گوشه دنیا برای اشتغال آمریکایی‌ها جذب سرمایه کند و از طرف دیگر با ضدیت با الیگارشی واشینگتن‌نشین خود را تافته جدا بافته‌ نظام بوروکراسی حاکم، چه جمهوری‌خواه و چه دموکرات، نشان داد. مواجهه ترامپ با سیاه‌پوستان در حد نژادپرستی‌ بوده و ضدیت‌اش با مسلمانان و زنان و مطبوعات و رسانه‌ها و هنرمندان نیز شهره‌ خاص و عام است چرا که وی می‌خواهد در تقابل با این نیروها خود را مستقل از هر قید و بندی نشان دهد؛ به‌خصوص که می‌بینیم او با سیاست‌ها و اقدامات اوباما نظیر Obama care، برجام، معاهده آب‌و‌هوایی پاریس نوعی مواجهه کور داشته و با سازمان ملل و یونسکو زاویه شدید پیدا کرده است. مجموعه این موارد از رئیس‌جمهور فعلی آمریکا یک جاهلِ متعصبِ آمریکایی یا به تعبیر آمریکایی‌ها redneck ساخته است؛ این چهره در خاورمیانه برای خود متحدانی دست و پا کرده است و اوضاع به‌قدری بغرنج شده است که اروپایی‌ها نیز به وحشت افتاده‌اند‌ که نکند به اروپای واحد صدمه‌ای وارد شود؛ چرا که آن‌ها ظهور عنصر بی‌ریشه‌ای به‌نام لویی بناپارت و لطمات وی به اروپا و چگونگی در قفس کردن‌اش را در حافظه تاریخی‌شان مرور می‌کنند. لذا دفاع اروپایی‌ها از برجام در مقابل سیاست‌های شبه فاشیستی ترامپ بیش از آنکه دفاع از ایران باشد، دفاع از خودشان است چرا که وی را عنصری بی‌ریشه می‌بینند که حاضر است به‌خاطر یک مشت دلار همه اصول و معاهدات را زیر پا بگذارد. پس از سخنرانی ترامپ، گویی کشورهای جهان و حتی عقلای آمریکا بسیج شده‌اند که اوضاع را نرمال کنند؛ و به گمان من ایران نیز باید به صف نرمالیزاسیون بپیوندد. ایران بدون آنکه لازم باشد با چنین موجودی هم‌کلام شود باید سعی کند با انگشت تدبیر و همکاری دیگر کشورهای جهان این دوره ریاست جمهوری آمریکا را که گمان دارم حداکثر چهار سال خواهد بود را با زیرکی از سر بگذراند و نظاره‌گر درگیری‌های ترامپ با دستگاه اداری خودش باشد چنانکه شاهد هستیم وزرا کابینه‌اش به وی توهین می‌کنند و هر یک به‌نوعی راه نافرمانی پیش گرفته‌اند. فی‌الواقع نباید اجازه دهیم در ایران هر کس از گوشه‌ای فحاشی را با فحاشی پاسخ دهد چرا که حکمت اقتضاء می‌کند دولت از فرصت به‌وجود آمده استفاده کرده و پاسخ رسمی و متین به دستگاه سیاست‌خارجی آمریکا بدهد؛ آن هم در شرایطی که ترامپ باعث شده همگان به حقانیت ایران پی ببرند. پایان پیام